تحولات منطقه

۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۸
کد مطلب: ۱۱۶۲۶۲۵

از تنگه هرمز تا آنکارا؛ پشت‌پرده «گشایش کُردی»

ژئوپلیتیک «گشایش کُردی» ؛ کُردها، آنکارا و رؤیای نظم جدید در غرب آسیا

بازی خطرناک آنکارا با کارت کُردها؛ وقتی «ترکیه بزرگ‌تر» می‌تواند به «ترکیه کوچک‌تر» ختم شود

تازه‌ترین تلاش آنکارا برای صلح با کردها، اهداف و بلندپروازی‌هایی دارد که بسیار فراتر از مرزهای جمهوری ترکیه امتداد می‌یابد.این روند در متن بازآرایی امنیتی غرب آسیا، می‌تواند بخشی از پروژه بزرگ‌تر آنکارا برای بازتعریف جایگاه خود باشد.

ژئوپلیتیک «گشایش کُردی» ؛ کُردها، آنکارا و رؤیای نظم جدید در غرب آسیا
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

گشایش تازه ترکیه با کردها صرفاً تلاشی برای پایان دادن به مناقشه‌ای داخلی نیست؛ این روند در متن بازآرایی امنیتی غرب آسیا، افول نسبی نفوذ آمریکا و تلاش‌ها برای تضعیف محورهای منطقه‌ای ایران، می‌تواند بخشی از پروژه بزرگ‌تر آنکارا برای بازتعریف جایگاه خود باشد.

شکست یک کارت قدیمی آمریکا

گشایش کُردی جدید ترکیه را نمی‌توان جدا از تحولات جنگ آمریکا علیه ایران و بن‌بست ایجادشده در تنگه هرمز فهم کرد. یکی از مهم‌ترین پیامدهای این تحولات، تضعیف این تصور بود که چتر امنیتی آمریکا همچنان می‌تواند امنیت متحدانش در منطقه را تضمین کند. توان موشکی ایران برای هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکا، کشورهای میزبان این پایگاه‌ها را به سمت ترتیبات امنیتی جدید سوق داده است؛ توافق دفاعی مکه میان عربستان، پاکستان و ترکیه نمونه‌ای از همین تغییر است.

در این میان، یک اتفاق دیگر نیز اهمیت دارد؛ کارت کُردی آمریکا در برابر ایران کار نکرد. واشنگتن نتوانست کردهای ایران یا گروه‌های بزرگ کُردی در عراق را وارد جنگ کند. این مسئله از آن جهت مهم است که آمریکا طی شش دهه گذشته روابط عمیقی با گروه‌های کُردی ایجاد کرده بود و در جنگ‌های عراق و سوریه نیز از این ظرفیت بهره گرفته بود.

اکنون این کارت در ایران کارآمد نبود؛ شکستی که می‌تواند بخشی از محاسبات تازه منطقه‌ای را توضیح دهد.

از «دولت-ملت» تا نظم‌های فرامرزی

آمریکا در شرایطی که درگیری‌هایش با عراق، لیبی، سوریه و سرانجام ایران به محدودیت‌های جدی رسیده، به دنبال تقسیم بار امنیتی با متحدان خود است. در غرب آسیا نیز تضمین امنیت اسرائیل و شکل‌دهی به یک معماری امنیتی اسرائیل‌محور، بخشی از این راهبرد است.

این پروژه سه محور دارد: تضعیف ایران و نفوذ آن در عراق، سوریه، لبنان، فلسطین و یمن؛ عادی‌سازی روابط اسرائیل با عربستان و کشورهای خلیج فارس؛ و عادی‌سازی روابط اسرائیل و ترکیه.

در چنین شرایطی، مسئله کردها دیگر فقط یک موضوع داخلی برای ترکیه، سوریه، عراق یا ایران نیست. وضعیت کردها در هر چهار کشور تحت تأثیر تحولات جدید قرار گرفته است. در سوریه، نیروهای دموکراتیک سوریه تحت فشار برای ادغام در ساختار دولت قرار دارند؛ در عراق، پروژه استقلال کردستان پیش‌تر متوقف شده و در ایران نیز کردها از ورود به جنگ در کنار آمریکا و اسرائیل بازمانده‌اند.

در ترکیه، «عبدالله اوجالان» مسیر دیگری را پیشنهاد کرده است؛ پذیرش موجودیت سیاسی در ازای کنار گذاشتن استقلال و حتی خودمختاری. همین تغییر، زمینه‌ای برای گشایش چهارم حزب عدالت و توسعه فراهم کرده است.

همگرایی آنکارا، پ‌ک‌ک و واشنگتن

نقطه مهم گشایش جدید از نگاه وبگاه تحلیلی کرادل، همگرایی منافع بازیگرانی است که لزوماً اهداف یکسانی ندارند. اوجالان می‌تواند از روندی بهره ببرد که از ایده «جمهوری دموکراتیک» تا «کنفدرالیسم دموکراتیک» امتداد دارد؛ آنکارا نیز فرصتی برای تحقق «ترکیه عاری از تروریسم» و افزایش نفوذ منطقه‌ای خود می‌بیند.

زبان سیاسی بازیگران این روند نیز نشانه‌هایی از جهت‌گیری فرامرزی آن دارد؛ «تونجر باکرهان»، رئیس مشترک حزب دموکراتیک خلق‌ها، از پایان «دوره مکه» و ضرورت ورود به «دوره مدینه» سخن گفته است؛ دوره‌ای که به تعبیر او وحدت سیاسی و اجتماعی و عدالت بر پایه منافع مشترک شکل می‌گیرد.

«محمود برهودان»، مقام نیروهای دموکراتیک سوریه در کوبانی نیز از انحلال این ساختار و پایان اداره خودمختار سخن گفته و تأکید کرده است که حضور کُردها می‌تواند در چارچوب «امت اسلامی» ادامه یابد.

«احمد ترک» نیز صریح‌تر از این جهت‌گیری سخن گفته است: «همه کردها چشمشان به ترکیه است» و کردها «تنها همراه با ترک‌ها می‌توانند زندگی عادلانه‌ای داشته باشند و آزاد باشند».

رؤیای ترکیه بزرگ یا خطر ترکیه کوچک‌تر؟

در آنکارا نیز نشانه‌های این نگاه فراتر از مرزهای کنونی ترکیه است. شعارهایی مانند «ترکیه بزرگ‌تر از ترکیه است»، اشاره به حلب و دمشق و تأکید بر «حوزه جغرافیایی عاطفی» ترکیه، در کنار ایده «ائتلاف ترک، کُرد و عرب»، نشان می‌دهد که گشایش کُردی برای دولت اردوغان صرفاً یک پرونده امنیت داخلی نیست.

این نگاه با ایده‌های قدیمی‌تر «نئوعثمانی» نیز پیوند می‌خورد؛ از سخن اردوغان درباره امکان گذار به نظام استانی تا تأکید «عبدالله گل» بر «شمال عراق به‌عنوان منطقه پیرامونی ترکیه» و ایده «احمد داووداوغلو» درباره ادغام با شمال عراق.

حتی مواضع «دولت باغچلی»، رهبر حزب حرکت ملی، حامل همین نگاه است؛ اختصاص نمادین شماره‌ پلاک‌های ۸۲، ۸۳ و ۸۴ به موصل، کرکوک و حلب، بازتابی از تصور گسترش ترکیه بر مبنای «میثاق ملی» است.

اما همین‌جا تناقض اصلی آشکار می‌شود. گسترش نفوذ ترکیه از مسیر کُردها می‌تواند به افزایش قدرت آنکارا منجر شود، اما اگر این روند به تضعیف مرزهای دولت-ملت و ایجاد ساختارهای فرامرزی و کنفدرال بینجامد، ممکن است نتیجه‌ای معکوس داشته باشد.

گشایش کُردی در ظاهر پروژه‌ای برای ساختن «ترکیه‌ای بزرگ‌تر» است؛ اما اگر منافع بازیگران آن در نقطه‌ای با یکدیگر برخورد کند، همین پروژه می‌تواند به فرایندی برای «کوچک‌تر شدن ترکیه در مسیر بزرگ‌تر شدن» تبدیل شود.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha